ذبيح الله صفا

1418

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

و در همان شهر با ميرزا محمد رضا همدانى ملقب بقزلباش خان و متخلص به اميد كه شرح حالش را ديده‌ايد طرح دوستى ريخت و با او بشاهجهان‌آباد دهلى بازگشت و در آنجا باحترام مىزيست و با رجال معروف دولت مانند عماد الملك فيروز جنگ پسر نظام الملك آصفجاه ، و على قلى خان ظفر جنگ داغستانى دوستى و نزديكى بسيار داشت ليكن چندى بعد در اكبرآباد گوشه‌يى گزيد و در آخرهاى زندگانى به زيارت كعبه رفت و در بازگشت ميان راه بصره و هند غرقهء درياى بىكرانه شد و زندگى جاودانه يافت و اين ماجرا در سال 1183 ه روى داد . از اثرهاى او يكى حدايق البلاغه است در دانشهاى بلاغى فارسى ، ديگر ديوان قصيده‌ها و غزلهاى او ، و سوم مثنوى « واله و سلطان » كه در ادب فارسى هند شهرت بسيار دارد و بسال 1971 در لاهور بطبع رسيد . - وى يكى از سازندگان قصيدهء مصنوع درين عهد است . خان آرزو در مجمع النفائس تمام قصيدهء مصنوع او را كه بروش معهود داراى صنعتهاى مختلف بديعى است ، آورده . مثنوى واله و سلطان سرگذشت عشق حاد على قلى خان واله داغستانى مؤلف تذكرهء مشهور رياض الشعراست بدخترعم خود خديجه سلطان كه بر اثر انقلابهاى پايان عهد صفوى و فرار واله بهندوستان كار آن بناكامى كشيد و « فقير » داستان آن عشق بدفرجام را چنان كه از واله شنيده بود بنظم كشيد و به مدت يك سال در سه‌هزار و دويست و سى بيت بسال 1160 ه بپايان برد . كلام فقير در اين مثنوى زيبا استادانه و روان و نشانه‌ييست از توانايى گوينده در زبان و ادب پارسى . فقير در اين مثنوى پس از ستايش آفريننده و نعت پيامبر و على بن ابى طالب و ديگر مقدماتى كه در مثنوىسرايى متداول بود ، سرگذشت واله را با بيان وضع ايران بعد از حملهء افغانيان و آشوب و فتنهء آنان كه انگيزهء بدفرجامى اين عشق بود ، آغاز كرده و چنين گفته است : اى آنكه ز چرخ كين نديدى * گر در همه عمر اين نديدى ، بشنو سخنى ز حال واله * وز قصهء پرملال واله